1404-06-06 07:39
47
0
95113
یادداشت؛

دوران بزن‌ودررو تمام شده است

تحلیلگر مسائل سیاسی با یادآوری برخی وقایع تلخ تاریخی مانند ورود متفقین به تحلیلی در خصوص «مکانیزم ماشه» پرداخت و نوشت: به نسل جدید، جامعه و جهانیان این پیام را می‌دهیم که نه‌تنها آن حوادث تکرار نخواهد شد، بلکه دوران «بزن‌ودررو» به پایان رسیده است.

 به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «گلستان ما» - حسین پایین‌محلی؛ گفته می‌شود که تاریخ را همواره فاتحان می‌نویسند و این گزاره تا حدود زیادی صحیح به نظر می‌رسد.

قدرت‌های غربی از قرن پانزدهم میلادی با تصرف سرزمین‌ها، کشتار وسیع مردم و نخبگان، گماردن مهره‌های خود در کشورها و غارت منابع، هم به لحاظ تمدنی ظاهری قدرتمندتر شدند و هم روایت تاریخ کشورها را آن‌گونه که خود می‌خواستند، به نگارش درآوردند. این رویکرد، در واقع نوعی «مکانیزم ماشه» تاریخی برای اعمال سلطه بوده است؛ مکانیزمی که در آن، با استفاده از ابزارهای مختلف، کشورها را تضعیف و به اهداف خود می‌رساندند.

مصداق بارز این رویکرد در ایران، به‌قدرت‌رسیدن رضاخان بود که از ابتدا کارگر اسطبل سفارت یکی از کشورهای غربی بود و به‌تدریج به «رضا شصت‌تیر»، «رضاخان» و نهایتاً «رضاشاه» تبدیل شد.

  همان‌گونه که او را به قدرت رساندند، به همان شیوه نیز او را کنار گذاشتند و پس از برکناری، ابتدا از راه زمینی به بندرعباس و سپس از راه دریایی به جزیره موریس تبعید کردند.

این سرنوشت «رضاشاهی» بود که طرف‌دارانش ادعا می‌کردند چهارمین ارتش قدرتمند جهان را بنیان نهاد! همان «رضاشاهی» که بنا به ادعای آنها، نیروگاه‌های هوایی در منطقه ایجاد کرد، اما دیدیم که چه شد! ارتش او حتی یک ساعت هم در برابر ورود نیروهای متخاصم مقاومت نکرد و ایران را دربست تسلیم بیگانگان نمود. این واقعه، نمادی از کارآمدی «مکانیزم ماشه» قدرت‌های بزرگ در آن دوران علیه ایران بود.

سالروز ورود متفقین به ایران (در جنگ جهانی دوم) به‌وضوح نشان می‌دهد که پهلوی اول (اصطلاح «پهلوی» نیز خود برای هویت‌سازی کاذبی که ریشه در ایران باستان داشت، به کار رفت، وگرنه کجا اقتدار پادشاهان ایران باستان و کجا این فرد؟!) تنها یک دست‌نشانده بود که با پایان‌یافتن تاریخ مصرفش، او را به زباله‌دان تاریخ افکندند. عکس تاریخی سه‌نفره چرچیل، روزولت و استالین شاهدی است بر اینکه چگونه حاکمیت و ملت ایران به تمسخر گرفته شدند. این دوران، دوران فعال‌بودن «مکانیزم ماشه» از سوی قدرت‌های خارجی برای تغییرات داخلی و مهندسی سیاست ایران بود.

این رویدادها را کافی‌ست با دلاورمردی‌های نیروهای هوافضای سپاه پاسداران و ملت ایران در «جنگ ۱۲روزه» مقایسه کنید.

  در آن زمان، چندین کشور با پیمانکاری رژیم صهیونیستی به خاک ما تجاوز کردند و با چه پاسخ دندان‌شکنی روبرو شدند! این مقایسه نشان می‌دهد که «مکانیزم ماشه» امروز دیگر مانند گذشته کارایی ندارد.

جمهوری اسلامی نه‌تنها از خاک ایران دفاع کرد و از تمامیت ارضی و جغرافیایی ایران حراست نمود، بلکه از هویت فرهنگی و فرهنگ هویتی ما نیز الگویی ساخت که برای جهان مایه افتخار است و الگوی ملت‌ها و آزادگان جهان قرار گرفت. جمهوری اسلامی نشان داد که ایرانی پرچمش را برافراشته نگه می‌دارد!

اما تداوم رویکرد پهلوی اول را در واگذاری مناطق مهمی چون کوه آرارات به ترکیه و دشت ناامید به افغانستان می‌بینیم که امروز پس از صدسال، چالش‌های امنیتی و زیستی متعددی برای ما ایجاد کرده است. در مقابل، جمهوری اسلامی در «جنگ ۱۲ روزه» دو کشور اتمی را به عقب‌نشینی وادار کرد! این بدان معناست که جمهوری اسلامی با رهبری ولایت‌فقیه، نه‌تنها تعیین‌کننده سرنوشت ملت خود است، بلکه معادلات منطقه‌ای و جهانی را نیز تحت‌تأثیر خود قرار خواهد داد. این تجربه اخیر، خود پاسخی قاطع به هرگونه فعال‌سازی «مکانیزم ماشه» از سوی بدخواهان است.
 
 امروز ما با یادآوری برخی وقایع تلخ تاریخی مانند ورود متفقین، به نسل جدید، جامعه و جهانیان این پیام را می‌دهیم که نه‌تنها آن حوادث تکرار نخواهد شد، بلکه دوران «بزن‌ودررو» به پایان رسیده است. هرگونه تلاش برای اعمال فشار یا تحریم‌های ظالمانه با نام «مکانیزم ماشه»، با پاسخ قاطع جمهوری اسلامی مواجه خواهد شد.

انتهای خبر/
 
 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.