گفتوگوی تفصیلی با مجید علائی، از گردانندگان میدان وحدت گرگان، روایتی است از پشت صحنه یکی از طولانیترین اجتماعات مردمی سالهای اخیر؛ میدانی که در آن یک نوجوان کفاش، بانوی خانهدار، کاسب بازار، مداح، فرمانده نظامی و هزاران شهروند عادی در کنار هم قصهای متفاوت از حضور اجتماعی را رقم زدند.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «گلستان ما»؛ شب در میدان وحدت گرگان هنوز به نیمه نرسیده است. صدای مداحی از جایگاه میآید، پرچمها در دست مردم بالا و پایین میشوند و موکبها یکی پس از دیگری به جمعیتی خدمت میکنند که بیش از ۱۰۰ شب است خیابان را ترک نکردهاند.
در میان این جمعیت، نوجوانی هر شب بساط کفاشی خود را پهن میکند؛ پدری مبتلا به اماس دارد و مادرش برای تأمین هزینههای زندگی در خانههای مردم کار میکند، او نه سخنران است، نه مداح و نه عضو ستاد؛ اما به روایت برگزارکنندگان، بخشی از هویت همین میدان است؛ میدانی که با حضور همین چهرههای کمتر دیدهشده معنا پیدا کرده است.
کمی آنسوتر، بانویی اندوخته هفتگی خود را برای پشتیبانی از جبهه مقاومت هدیه میکند. مغازهداری که کسبوکارش تحت تأثیر شلوغی میدان قرار گرفته، همچنان در کنار مردم ایستاده است.
گروهی چای توزیع میکنند، گروهی پرچم میدوزند و عدهای دیگر در موکبهای فرهنگی به پرسشهای مردم پاسخ میدهند.
اینجا فقط محل برگزاری یک مراسم نیست؛ روایتی است از مردمی که به تعبیر گردانندگان میدان «مبعوث شدند»؛ مردمی که پس از یک حادثه بزرگ به خیابان آمدند و حضورشان را به یک کنش اجتماعی مستمر تبدیل کردند.
اما این میدان چگونه شکل گرفت؟ چه عواملی باعث شد یک تجمع خودجوش به بیش از ۱۰۰ شب حضور مستمر مردمی برسد؟ چه کسانی آن را اداره کردند و چگونه مردم از تماشاگران یک برنامه به بازیگران اصلی یک جریان اجتماعی تبدیل شدند؟ برای پاسخ به این پرسشها با مجید علائی، از مجریان و گردانندگان میدان وحدت گرگان، به گفتوگو نشستهایم.

نقش شما در میدان وحدت چه بود و از چه زمانی وارد این جریان شدید؟
علائی: از نخستین ساعات شکلگیری تجمعات مردمی در میدان شهرداری گرگان در کنار مردم بودم. صبح روزی که خبر شهادت امام شهید اعلام شد، یکی از دوستان تماس گرفت و از من خواست خودم را به میدان برسانم. از همان ساعات اولیه در کنار مردم حضور داشتیم.
بعدها با تشکیل جلسات شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان گلستان، مسئولیتهایی در حوزه گردانندگی جایگاه به ما سپرده شد. هماهنگی مجریان، مداحان، شعارگوها، مدیریت سن برنامه و ارتباط میان بخشهای مختلف اجرایی از جمله وظایفی بود که برعهده داشتیم. شاید هر شب مجری برنامه نبودم اما در تمام این مدت در زمره گردانندگان و هماهنگکنندگان اصلی جایگاه حضور داشتم.
آغاز این حرکت چگونه بود و چرا میدان شهرداری به مرکز تجمع تبدیل شد؟
علائی: شروع میدان کاملاً خودجوش بود. مردم خودشان به میدان آمدند، شعار دادند، روضه خواندند و حتی سیستمهای صوتی را روی خودروهای شخصی نصب کردند. در روزهای نخست هیچ ساختار رسمی وجود نداشت.
در سالهای اخیر نیز هرگاه مردم گرگان خواستهاند واکنش اجتماعی یا انقلابی خود را نشان دهند، میدان شهرداری محل تجمع بوده است.
به مرور این میدان به یک میدان آیینی تبدیل شد؛ جایی که مردم برای ابراز شور انقلابی و مذهبی خود به آن مراجعه میکنند. بعدها هم به همین دلیل عنوان «میدان وحدت» برای آن انتخاب شد.
بسیاری از تجمعها کوتاهمدت هستند. چه عاملی باعث شد این حضور تداوم پیدا کند؟
علائی: اگر بخواهم صادقانه بگویم، ریشه اصلی این استمرار را باید در خون امام شهید جستوجو کرد. این موضوع فراتر از برنامهریزیهای اجرایی بود.
البته برنامهریزیها هم نقش داشتند اما نقش آنها کمکی بود. آنچه مردم را نگه داشت، احساس مسئولیت و تعلقی بود که نسبت به آرمانها و خون شهدا داشتند.
عامل دیگر، تکیه ستاد به مردم بود، هرچه میدان جلوتر رفت، مردم بیشتر احساس کردند این حرکت متعلق به خودشان است. از تهیه پرچم گرفته تا برپایی موکبها و اجرای پویشهای مردمی، همه چیز بر محور مشارکت مردم شکل گرفت.
با این حجم از جمعیت و برنامهها، مدیریت میدان چگونه انجام میشد؟
علائی: از حدود شب دهم به بعد، ستاد برگزاری تجمعات مردمی به ریاست حجتالاسلام قربانی، رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی گلستان شکل رسمی پیدا کرد. پس از آن کارگروههای تخصصی تشکیل شدند.
برای مداحان مسئول جداگانه داشتیم، برای مجریان مسئول جداگانه، برای سخنرانان، تیم محتوایی، تولید کلیپ، تلویزیونهای شهری و حتی بخش نظرسنجی نیز مسئول مشخص تعریف شده بود.
در کنار این ساختار، جلسات روزانه برگزار میشد و محتوای هر شب براساس شرایط روز، مطالبات مردم و بیانات رهبر انقلاب طراحی میشد.
چه افرادی یا گروههایی بیشترین نقش را در شکلگیری و استمرار میدان داشتند؟
علائی: در وهله اول خود مردم نقش اصلی را داشتند، اما در کنار مردم، مجموعهای از کنشگران میدان را شکل دادند.
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی مسئول هماهنگی کلان بود. مجریان، مداحان، سخنرانان، تیمهای محتوایی، رسانهها و موکبداران هرکدام بخشی از بار میدان را بر دوش داشتند.
بانوان یکی از مهمترین و در عین حال کمتر دیدهشدهترین کنشگران میدان بودند. به اعتقاد من بیش از نیمی از جمعیت میدان را بانوان تشکیل میدادند.
همچنین کسبه اطراف میدان، مواکب مردمی، گروههای جهادی و مجموعههای مردمنهاد نیز سهم مهمی در تداوم این حرکت داشتند.

چه زمانی مردم از یک جمعیت حاضر در میدان به نیروهای فعال و مشارکتکننده تبدیل شدند؟
علائی: ما چندین جلسه فقط درباره همین موضوع برگزار کردیم. سؤال این بود که آیا مردم فقط برای تماشا میآیند یا باید نقشآفرینی کنند؟
به این نتیجه رسیدیم که برای مردم باید مأموریت تعریف شود. از همان جا پویشها شکل گرفت؛ از قربانی عید قربان و کمک به مدارس محروم گرفته تا جمعآوری دارو، پشتیبانی جبهه مقاومت و مشارکت در طرحهای مختلف اجتماعی، برای نمونه:
_ در عید قربان، ۴۶۳ میلیون تومان توسط مردم جمعآوری شد و ۱۶ رأس گوسفند قربانی شد.
- حدود چهار تن کاغذ باطله برای کمک به مدارس محروم جمعآوری شد.
- مردم در طرحهای کمک به بازسازی عتبات عالیات مشارکت کردند.
- داروهای مازاد خانگی برای استفاده در مسیرهای امدادی جمعآوری شد.
- کمکهای مردمی به پشتیبانی جبهه مقاومت و رزمندگان اختصاص یافت.
وقتی مردم احساس کردند میدان فقط محل حضور نیست بلکه محل عمل است، از مخاطب به مشارکتکننده تبدیل شدند.
اگر بخواهید اجزای اصلی میدان را نام ببرید، به چه مواردی اشاره میکنید؟
علائی: میدان چند ضلع اصلی داشت. جایگاه مرکزی و برنامههای آن یک ضلع بود، مواکب ضلع دیگر بودند. رسانهها، پشتیبانی، نیروهای اجرایی، بخشهای فرهنگی و خود مردم نیز اضلاع دیگر این میدان بودند.
در واقع میدان یک مجموعه بههمپیوسته بود که هر بخش بدون بخش دیگر ناقص میشد.
این عناصر چگونه به پویایی میدان کمک میکردند؟
علائی: از یک جایی به بعد همه این بخشها حول یک موضوع مشخص ساماندهی میشدند. تیم اندیشهورز موضوع هر شب را تعیین میکرد و سپس همه اجزای برنامه در خدمت همان موضوع قرار میگرفتند.
به تجربه دریافتیم که شعارهای حماسی و رجزخوانیها بیشترین ارتباط را با مردم برقرار میکنند. مداحی نیز نقش مهمی در ایجاد پیوند عاطفی داشت.
در بخش سخنرانی هم متوجه شدیم مردم بیشتر با فرماندهان و افرادی که در میدان حضور واقعی داشتند ارتباط برقرار میکنند تا تحلیلگران صرف سیاسی.
نقش موکبها را چگونه ارزیابی میکنید؟
علائی: موکبها فقط محل پذیرایی نبودند، بخشی از هویت میدان را شکل میدادند.
برخی موکبها خدمات فرهنگی ارائه میکردند، برخی پاسخگوی سؤالات مردم بودند، برخی خدمات اجتماعی داشتند و برخی نیز پذیرایی انجام میدادند.
موکبها باعث شدند مردم احساس راحتی و تعلق بیشتری به میدان داشته باشند و حضور طولانیمدت برایشان ممکن شود.
برخی مواکب خدمات پذیرایی ارائه میکردند، برخی خدمات اجتماعی و فرهنگی داشتند. حتی موکبی وجود داشت که پرچمهای آسیبدیده را تعمیر میکرد یا نوجوانی که با وجود شرایط سخت خانوادگی، هر شب به مردم خدمات کفاشی ارائه میداد.
مواکب پاسخ به شبهات، مشاوره، آموزش درسی و خدمات اجتماعی نیز در کنار مواکب پذیرایی فعالیت میکردند.

میدان از نظر رسانهای و مالی چگونه اداره میشد؟
علائی: در حوزه پشتیبانی، شهرداری و فرمانداری نقش مهمی داشتند. زیرساختهایی مانند جایگاه، نور، تلویزیون شهری و سیستم صوتی با حمایت آنها تأمین شد.
در حوزه مالی، بخشی از هزینهها توسط دستگاهها و نهادها تأمین میشد و بخشی نیز از طریق مشارکتهای مردمی شکل میگرفت.
در بخش رسانه هم اگرچه ظرفیت بسیار بالایی وجود داشت اما انسجام کامل میان رسانهها شکل نگرفت. با این حال تولیدات رسانهای میدان بازتاب گستردهای در سطح استان و کشور پیدا کرد.

در روزهای نخست، رسانهها به صورت جزیرهای فعالیت میکردند و انسجام لازم وجود نداشت. با این حال، ظرفیت رسانهای استان بسیار بالا بود.
برخی از تولیدات رسانهای تجمعات به بازدیدهای میلیونی رسید و تصاویر میدان شهرداری گرگان در رسانههای ملی و حتی کانالهای پرمخاطب کشور منتشر شد.
به نظر من، یکی از حلقههای مفقوده این تجربه، ایجاد شبکهای منسجم میان فعالان رسانهای بود.
اگر بخواهید مهمترین آسیبهای این تجربه را نام ببرید، به چه مواردی اشاره میکنید؟
علائی: بزرگترین آسیب، سیاسی و جناحی شدن میدان بود. اگر میدان به سمت رقابتهای سیاسی میرفت، قطعاً بدنه مردمی آسیب میدید.
دومین آسیب، روزمرگی بود. اگر هر شب حرف تازهای برای مردم وجود نداشت، میدان به مرور فرسوده میشد.
آسیب دیگر، پاسخ ندادن به ابهامات مردم بود. هر جا از گفتوگو با مردم فاصله گرفتیم، دچار مشکل شدیم و هر جا صریح و شفاف صحبت کردیم، اعتماد بیشتری شکل گرفت.
اگر بخواهید این تجربه را در جایی دیگر تکرار کنید، چه الگویی پیشنهاد میدهید؟
علائی: به نظر من هر میدان موفق باید چند ویژگی داشته باشد؛ مردم باید صاحب میدان باشند، نه مهمان آن. محتوا باید براساس مطالبات مردم طراحی شود. مشارکت مردم باید واقعی باشد نه نمایشی. میدان نباید وارد دعواهای جناحی شود و باید دائماً از روزمرگی فاصله بگیرد.
اگر این اصول رعایت شود، یک تجمع مقطعی میتواند به یک جریان اجتماعی پایدار تبدیل شود؛ جریانی که مردم نه تنها در آن حضور دارند، بلکه خودشان آن را پیش میبرند.
برنامههای هر شب میدان وحدت چگونه طراحی و بسته میشد؟ آیا چارچوب مشخصی داشت یا به صورت موردی تصمیمگیری میشد؟
علائی: از حدود شب دهم یا یازدهم که ستاد برگزاری تجمعات مردمی به شکل رسمی شکل گرفت، یک تیم اندیشهورز هم تشکیل شد. این تیم برای هر شب موضوع مشخصی تعیین میکرد. مبنای انتخاب موضوعات هم فرمایشات رهبر معظم انقلاب، مطالبات مردم و فضای عمومی میدان بود.
مثلاً اگر در بیانات رهبر انقلاب موضوع خونخواهی امام شهید و شهدای جنگ بیشتر مورد تأکید قرار گرفته بود، همان موضوع محور برنامه شب بعد میشد. وقتی موضوع تعیین میشد، همه اجزای برنامه بر اساس آن بسته میشد؛ به مجری گفته میشد امشب درباره این موضوع صحبت کند، به مداح اعلام میشد شعر متناسب با همین موضوع بخواند، سخنران هم در همان چارچوب سخنرانی میکرد و حتی کلیپها و محتوای تصویری نمایشگرها هم متناسب با همان موضوع انتخاب میشد.
در واقع از یک جایی به بعد برنامهها کاملاً هدفمند و موضوعمحور طراحی میشد و هیچ بخشی خارج از چارچوب موضوع شب اجرا نمیشد.
چه عاملی باعث میشد مردم صرفاً حاضر در میدان نباشند و به یک جمعیت فعال تبدیل شوند؟
علائی: مهمترین عامل این بود که مردم احساس میکردند میدان متعلق به خودشان است. ما تلاش کردیم جایگاه را از مردم جدا نکنیم. اگر مردم شعاری میدادند یا پلاکاردی در دست داشتند که در چارچوب وحدت و اصول انقلاب بود، آن را از روی جایگاه منعکس میکردیم.
از طرف دیگر، مطالبات مردم را میگرفتیم و در محتوای برنامهها لحاظ میکردیم. مردم وقتی میدیدند دغدغههایشان روی جایگاه مطرح میشود، احساس میکردند بخشی از این میدان هستند نه صرفاً مخاطب آن.
عامل مهم دیگر، کنشهای مردمی بود. مردم فقط برای شنیدن سخنرانی یا دیدن برنامه نمیآمدند. در پویشها، کمکهای مردمی، جمعآوری نذورات، کمک به مدارس محروم، پشتیبانی از جبهه مقاومت و برنامههای مختلف مشارکت میکردند. همین باعث میشد میدان برای آنها یک تجربه زنده و فعال باشد.

از میان بخشهای مختلف برنامه، کدام قسمت بیشترین تأثیر را بر رفتار و مشارکت مردم داشت؟
علائی: اگر بخواهم صادقانه بگویم، شعارهای حماسی و رجزخوانیها بیشترین اثر را داشت. مردم با این بخش ارتباط عاطفی و هیجانی بسیار بالایی برقرار میکردند.
در کنار آن، پویشها و کنشهای مردمی هم بسیار اثرگذار بود. ما به این نتیجه رسیدیم که مردم نباید فقط بیننده باشند. هر جا مردم وارد عمل شدند، اثرگذاری چند برابر شد.
بخش دیگری که خیلی مورد استقبال قرار گرفت، حضور فرماندهان و افرادی بود که از دل میدان آمده بودند. وقتی فرماندهان نظامی یا افرادی که مستقیماً در صحنه حضور داشتند صحبت میکردند، مردم ارتباط بیشتری برقرار میکردند تا زمانی که صرفاً یک تحلیل سیاسی ارائه میشد.
سؤال: تجربه میدان وحدت چه پاسخی برای این سؤال دارد که چگونه میتوان مردم را از مخاطب صرف به مشارکتکننده تبدیل کرد؟
علائی: ما چندین جلسه فقط برای همین موضوع گذاشتیم. سؤال اصلی این بود که آیا مردم قرار است فقط بیایند، چند کلیپ ببینند، چند شعار بدهند و بروند یا باید نقشآفرینی کنند؟
به این نتیجه رسیدیم که باید برای مردم نقش تعریف کنیم. مثلاً در عید قربان مردم خودشان برای خرید قربانی مشارکت کردند. در موضوع مدارس محروم مردم خودشان وارد میدان شدند. در کمک به جبهه مقاومت، بازسازی عتبات و حتی جمعآوری داروهای مازاد خانگی، مردم نقش مستقیم داشتند.
هر جا مردم احساس کردند بخشی از یک مأموریت هستند، از حالت مخاطب خارج شدند. تجربه ما نشان داد مردم زمانی پای کار میمانند که احساس کنند میدان متعلق به خودشان است و در آن نقش واقعی دارند.
سؤال: اگر بخواهید تجربه این ۱۰۰ شب را مرور کنید، چه خطاها یا آسیبهایی نباید در آینده تکرار شود؟
علائی: به نظر من اولین و مهمترین آسیب، سیاسی و جناحی شدن میدان است. ما تمام تلاشمان را کردیم که جایگاه متعلق به همه مردم باشد و وارد دعواهای سیاسی و حزبی نشود. اگر این اتفاق بیفتد، بدنه مردمی آسیب میبیند.
دومین آسیب، روزمرگی است. اگر هر شب همان حرفهای تکراری زده شود و محتوای تازهای برای مردم وجود نداشته باشد، میدان به تدریج فرسوده میشود. ما برای جلوگیری از همین مسئله سراغ موضوعبندی شبانه رفتیم.
موضوع دیگری که به نظر من نباید تکرار شود، نادیده گرفتن پرسشها و ابهامات مردم است. در برخی مقاطع از ترس واکنشها، بعضی موضوعات را روی جایگاه مطرح نمیکردیم؛ اما بعد فهمیدیم هر زمان شفاف و صریح با مردم صحبت کردیم، نتیجه بهتری گرفتیم.
نکته آخر هم ضعف هماهنگی رسانهای بود. ظرفیت رسانهای بسیار خوبی در استان وجود داشت اما در بعضی مقاطع رسانهها به صورت جزیرهای عمل میکردند. اگر این ظرفیتها منسجمتر شوند، قطعاً اثرگذاری میدان چند برابر خواهد شد.
در پایان، جمعبندی شما از این تجربه چیست؟
به نظر من مردمی که بیش از ۱۰۰ شب در خیابان حضور پیدا کردند، نیازی به بصیرتافزایی ندارند؛ آنها خودشان به این بصیرت رسیدهاند.
اگر بصیرت نداشتند، ۱۰۰ شب در میدان نمیماندند. نقش ما این نبود که چیزی به آنها یاد بدهیم؛ نقش ما این بود که آتشی را که با شهادت امام شهید در دلهایشان روشن شده بود، زنده نگه داریم.
همانگونه که امام خمینی(ره) فرمودند محرم و صفر اسلام را زنده نگه داشته است، امروز نیز خون امام شهید باید در جان جامعه جریان داشته باشد تا این انقلاب زنده بماند و انشاءالله پرچم آن به دست صاحب اصلیاش حضرت ولیعصر(عج) برسد.
انتهای خبر/
© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.
نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد