1405-05-03 12:25
90
0
97792
یادداشت؛

از کاراکاس تا هرمز

عباداله اختری راهبردنگار و سیاست‌پژوه در حوزه سیاست بین‌الملل در یادداشتی با عنوان «از کاراکاس تا هرمز» به سیاست پنهان آمریکا برای بستن قفل انرژی بر چین و آقایی جهان پرداخت.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «گلستان ما»، بدون تردید، تحلیل سیاست خارجی ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران، به ویژه در مقطع کنونی، نیازمند عبور از روایت‌های رسمی و نگریستن به عمق راهبردهای ژئوپلیتیک این کشور است.  

بدون تردید، تحلیل سیاست خارجی ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران، به ویژه در مقطع کنونی، نیازمند عبور از روایت‌های رسمی و نگریستن به عمق راهبردهای ژئوپلیتیک این کشور است.

آنچه به عنوان نگرانی درباره برنامه هسته‌ای، وضعیت حقوق بشر یا فعالیتهای منطقه‌ای ایران مطرح می‌شود، در چارچوب تحلیلی واقع گرایانه، عواملی فرعی و تبلیغاتی به شمار می‌روند که پوششی برای اهداف کلان‌تر و پایدارتر واشنگتن در منطقه خلیج فارس به حساب می‌آیند.  

تجربه تلخ مداخلات آمریکا در عراق و افغانستان، که با شعارهایی نظیر گسترش دموکراسی آغاز شد و به ناامنی و بی‌ثباتی انجامید، نشانه‌ای روشن بر این مدعاست که سیاست‌های آمریکا بیش از آنکه آرمانگرایانه باشد، مبتنی بر منافع مادی و استراتژیک تعریف می‌شود.

برای درک دلیل اصلی تمرکز کنونی آمریکا بر ایران، باید به موقعیت ممتاز ژئوپلیتیک این کشور و به ویژه کنترل آن بر تنگه هرمز توجه کرد.  

این آبراه، به عنوان یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی در جهان، هر روز شاهد عبور حجم عظیمی از نفت خام و فرآورده‌های نفتی است که اقتصاد بسیاری از کشورهای صنعتی و نوظهور به آن وابسته است.  

راهبرد ایالات متحده برای تسلط بر این گلوگاه‌ها، ریشه در بحرانهای نفتی دهه ۱۹۷۰ دارد و از دهه ۱۹۹۰ به بعد، به یکی از محورهای ثابت سیاست امنیت ملی این کشور تبدیل شده است.  

وقایع ۱۱ سپتامبر نیز تنها بهانه‌ای بود تا واشنگتن با سرعت بیشتری به دنبال تحکیم حضور نظامی و سیاسی خود در اطراف این نقاط راهبردی برآید و کنترل بر جریان انرژی را در دستور کار قرار دهد.

با این حال، هدفگذاری بر روی ایران، تنها به کنترل یک گلوگاه انرژی محدود نمی‌شود، بلکه در چارچوب رقابت راهبردی با قدرتهای نوظهور، به ویژه چین، معنا پیدا می‌کند.  

چین به عنوان بزرگترین واردکننده انرژی جهان، وابستگی شدیدی به عبور امن نفت کشها از تنگه هرمز و نیز تنگه مالاکا و فیلیپس دارد.  

ایالات متحده به خوبی دریافته است که هرگونه اختلال در این مسیرها، می‌تواند رشد اقتصادی چین را با چالش جدی مواجه کند و از این طریق، نظام تک قطبی را در برابر ظهور یک ابرقدرت اقتصادی جدید حفظ نماید. به همین دلیل، حضور نظامی در اطراف تنگه مالاکا درساحل میانمار و کانال فیلیپس در تنگه سنگاپور، در کنار تمرکز بر خلیج فارس، بخشی از یک پازل بزرگتر برای مهار چین و تضمین برتری آمریکا بر شبکه انرژی جهانی است.

بنابراین، تحلیل رفتار ایالات متحده در قبال ایران را نمی‌توان جدا از این اهداف راهبردی مورد بررسی قرار داد. سیاست‌های آمریکا از دارفور در سودان گرفته تا کاراکاس و هم اکنون در خلیج فارس، از یک منطق واحد پیروی می‌کند که در آن، کنترل بر منابع و مسیرهای انرژی، بر هرگونه ادعای حقوق بشری یا دموکراتیک اولویت دارد.  

نگاه به این تحولات، نیازمند بدبینی روش شناختی نسبت به نیات اعلام شده و تمرکز بر واقعیت‌های ملموس ژئوپلیتیکی است، واقعیت‌هایی که نشان میدهند ایران به دلیل قرار گرفتن در نقطه کانونی معادلات انرژی، همواره در کانون توجه راهبردی واشنگتن باقی خواهد ماند، نه به خاطر آنچه در داخل یا خارج از مرزهایش رخ می‌دهد، بلکه به دلیل آنچه بر نقشه جهانی انرژی و رقابت‌های بزرگ قدرت نشان می‌دهد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.