برنج محصولی که برای بخشی از کشاورزان منبع درآمد و معیشت محسوب میشود، اما همزمان به دلیل نیاز آبی بالا، در استانی که با کاهش منابع آب، افت ذخایر زیرزمینی و تشدید تنش آبی روبهروست.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «گلستان ما»؛ بر اساس اعلام رئیس سازمان جهاد کشاورزی گلستان سطح کشت برنج در چارچوب الگوی کشت ابلاغی حدود ۳۰ هزار هکتار است سطحی که معمولاً از سوی کشاورز رعایت نمیشود.
در این راستا ابراهیم هزارجریبی با تأکید بر اینکه ممنوعیتی برای کشت برنج در گلستان وجود ندارد، گفت: برنج همچنان در الگوی کشت استان قرار دارد، اما میزان کشت میتواند باتوجهبه وضعیت منابع آبی تغییر کند.
به گفته وی، کارگروه سازگاری با کمآبی در بهار با بررسی وضعیت بارندگیها و ذخایر سدها تصمیمگیری میکند و در صورت تداوم کمآبی، مانند سال گذشته، سطح مجاز کشت برنج کاهش خواهد یافت.
اما مسئله فقط تعیین یک عدد برای سطح زیر کشت نیست؛ چالش اصلی گلستان این است که چگونه میتوان میان نیاز اقتصادی کشاورزان و توان محدود منابع آب استان تعادل ایجاد کرد؟
وقتی اقتصاد کشاورز، الگوی کشت را تعیین میکند
ابوالقاسم خزاییان، رئیس دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گلستان، معتقد است کشاورز زمانی به سمت برنج میرود که این محصول برای او توجیه اقتصادی و معیشتی داشته باشد و نمیتوان صرفاً با توصیه یا محدودیت، انتظار تغییر رفتار کشاورز را داشت.
این دیدگاه، یکی از مهمترین حلقههای مفقوده در سیاستگذاری کشاورزی گلستان را نشان میدهد.
کشاورزی که هزینههای تولیدش افزایشیافته، زمینش کوچک و پراکنده شده و درآمدش به میزان محصول وابسته است، طبیعی است که به سمت محصولی برود که درآمد بیشتری برای او ایجاد میکند.
بنابراین اصلاح الگوی کشت زمانی امکانپذیر است که محصول جایگزین نیز بتواند درآمد قابلقبولی برای کشاورز ایجاد کند.
خزاییان پیشنهاد کرده است حمایت از محصولات سازگارتر با ظرفیت اکولوژیک استان، خرید تضمینی و تضمین درآمد کشاورزان در دستور کار قرار گیرد؛ زیرا بدون ایجاد امنیت اقتصادی برای کشاورز، تغییر الگوی کشت در عمل دشوار خواهد بود.
گلستان دیگر ظرفیت آزمون و خطای آبی ندارد
در سوی دیگر این معادله، منابع آبی استان قرار دارند؛ منابعی که سالبهسال تحتفشار بیشتری قرار گرفتهاند.
کاهش بارندگی، خشکسالیهای متوالی، افت منابع آب سطحی و برداشت از سفرههای زیرزمینی باعث شده مسئله آب در گلستان دیگر صرفاً یک دغدغه بخش کشاورزی نباشد، بلکه به موضوعی مرتبط با امنیت آب شرب، محیطزیست، تولید و آینده سکونت در استان تبدیل شود.
ادامه برداشت بیش از ظرفیت تجدیدپذیر سفرههای زیرزمینی میتواند ذخایر آب را به عمق بیشتری ببرد و دسترسی به منابع قابلاستفاده برای آب شرب را دشوارتر کند. در کنار آن، افت سطح آب زیرزمینی، خطر فرونشست زمین و آسیب به زیرساختها و اراضی کشاورزی را نیز افزایش میدهد.
در چنین شرایطی، مسئله فقط این نیست که برنج کشت شود یا نشود؛ مسئله مهمتر این است که چه مقدار برنج، در کجا، با چه روشی و با چه میزان مصرف آب تولید شود.
خشکهکاری؛ یک راه میانه
یکی از راهکارهایی که طی سالهای اخیر در گلستان مورد استقبال قرار گرفته، کشت برنج به روش خشکهکاری است؛ روشی که میتواند بخشی از فشار آبی ناشی از کشت سنتی غرقابی را کاهش دهد.
علیاکبر مهقانی با اشاره به توسعه این شیوه اعلام کرده است که مصرف آب در کشت سنتی برنج بسته به شرایط مزرعه حدود ۱۴ تا ۱۵ هزار مترمکعب در هکتار است، درحالیکه در روش خشکهکاری این میزان میتواند به حدود ۶ تا ۱۱ هزار مترمکعب کاهش یابد.
سال زراعی گذشته نیز حدود یک هزار و ۸۰۰ هکتار از اراضی گلستان به روش خشکهکاری زیر کشت رفت و حدود ۱۰ هزار و ۸۰۰ تن شلتوک از این اراضی برداشت شد.
کاهش هزینه تولید، کاهش نیاز به آب، امکان استفاده بهتر از ماشینآلات، کاهش مصرف نهادهها و مدیریت آسانتر مزرعه از جمله مزایایی است که برای این شیوه عنوان شده است.
بااینحال، خشکهکاری را نمیتوان پایان مسئله دانست. این روش میتواند مصرف آب برنج را کاهش دهد، اما اصل نیاز آبی این محصول همچنان پابرجاست؛ بنابراین باید در کنار توسعه روشهای کم آببر، سطح و مکان کشت نیز بر اساس ظرفیت واقعی منابع آب هر منطقه تعیین شود.
الگوی کشت؛ از روی کاغذتا مزرعه
تجربه گلستان نشان داده است که ابلاغ الگوی کشت بهتنهایی نمیتواند رفتار کشاورز را تغییر دهد. وقتی محصولی مانند برنج درآمد بیشتری ایجاد میکند، کشاورز حتی در شرایط دشوار اقتصادی نیز انگیزه دارد به سمت آن برود.
ازاینرو، الگوی کشت باید از یک جدول اداری به یک برنامه اقتصادی واقعی برای کشاورز تبدیل شود.
اگر قرار است سطح کشت برنج کاهش پیدا کند، باید محصول جایگزین معرفی شود؛ اگر محصول جایگزین سود کمتری دارد، باید با خرید تضمینی، بیمه، تسهیلات، کاهش هزینه تولید و زنجیره بازار، این فاصله جبران شود.
یکپارچهسازی اراضی و تشکیل تعاونیهای تولید نیز میتواند بخشی از این مشکل را حل کند. خردشدن زمینهای کشاورزی هزینه تولید را افزایش داده و قدرت اقتصادی کشاورز را کاهش داده است؛ در مقابل، مدیریت یکپارچه زمینها میتواند هزینهها را کاهش و بهرهوری را افزایش دهد.
مسئله گلستان انتخاب بین آبونان نیست
سیاستگذاری در حوزه برنج نباید به دوگانه ساده کشت برنج یا حفظ آب تبدیل شود.
واقعیت این است که کشاورز برای ادامه زندگی به درآمد نیاز دارد و استان نیز برای آینده خود به منابع آب.
گلستان نمیتواند معیشت هزاران کشاورز را نادیده بگیرد، اما ازسویدیگر نمیتواند منابع زیرزمینی را بیمحاسبه مصرف کند؛ منابعی که اگر بیش از ظرفیت برداشت شوند، بازسازی آنها ممکن است سالها زمان ببرد و حتی دسترسی آینده به آب شرب را با مشکل مواجه کند.
از این منظر، اصلاح الگوی کشت باید همزمان یک برنامه اقتصادی، آبی و اجتماعی باشد.
برنج میتواند همچنان بخشی از کشاورزی گلستان باشد، اما ادامه مسیر آن باید با افزایش بهرهوری آب، توسعه خشکهکاری، تعیین سطح کشت متناسب با ظرفیت منابع، جلوگیری از توسعه کشت در مناطق بحرانی و مهمتر از همه، ایجاد درآمد پایدار برای کشاورز همراه شود.
در غیر این صورت، ممکن است امروز کشاورز از زمین خود درآمد بیشتری به دست آورد، اما هزینه واقعی این تولید در سالهای آینده از سفرههای زیرزمینی، محیطزیست و حتی آب شرب مردم پرداخت شود.
گلستان امروز بیش از هر زمان دیگری به الگویی نیاز دارد که هم نان کشاورز را حفظ کند و هم آب فردا را.
انتهای خبر/
© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.
نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد